تبليغاتX
Foreign Policy Review

آیا اسرائیل یا امریکا به ایران حمله خواهند کرد؟

 

اگر می‌خواهید سیاست کشوری را درک کنید، همانطور که ناپلئون توصیه کرد، نگاهی به نقشه بیندازید.

هرکسی که بخواهد حدس بزند که آیا قرار است اسرائیل و یا ایالات متحده به ایران حمله کنند، باید به نقشۀ تنگۀ هرمز میان ایران و کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس دقت کند.

از این آبراه باریک که تنها 34 کیلومتر عرض دارد، کشتی‌هایی عبور می‌کنند که تا حدود 40 درصد نفت جهان را از ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس تأمین می‌کنند.

بیشترِ تحلیل‌گرانی که از حملۀ قریب‌الوقوع امریکا و اسرائیل به ایران می‌گویند هیچ توجهی به این نقشه ندارند.

سخنانی از حملات هوایی «بیهوده» و «بسیار دقیق» به میان آمده است. ناوگان هوایی قدرتمند ایالات متحده از ناوهای هواپیمابر مستقر در خلیج فارس و پایگاه‌های هوایی امریکا در سراسر منطقه به پرواز درمی‌آیند و تمام سایت‌های اتمی ایران را بمباران می‌کنند – همچنین در این فرصت مناسب نهادهای حکومتی، تأسیسات نظامی، مراکز صنعتی و هرچیز دیگری را هم که تصور کنند بمباران خواهند کرد. آنها از بمب‌هایی استفاده می‌کنند که به عمق زمین نیز نفوذ می‌کنند.

ساده، سریع و عالی – یک انفجار و خداحافظ ایران، خداحافظ آیت‌الله‌ها، خداحافظ احمدی‌نژاد.

اگر اسرائیل به تنهایی حمله کند، این انفجار آبرومندانه‌تر خواهد بود. منتهای آرزوی حمله‌کنندگان تخریب سایت‌های اصلی اتمی و بازگشتی بدون دغدغه است.

من یک تقاضای متواضعانه دارم: پیش از آنکه آغاز کنید، لطفاً یک بار دیگر به نقشه و تنگه‌ای که (احتمالاً) نامش را از خدای زاراتوسترا، گرفته است  نگاهی بیندازید . . .


ادامه مطلب

 لينك مطلب | سه شنبه یکم مرداد 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


داغ تبادل اسرا بر دل صهیونیست‌ها

 

«برخی معتقدند که این موضوع نشان‌دهندۀ ضعف اسرائیل است، اما به نظر من نشانگر انسانیت ما است و این‌که ما برای سربازان‌مان اهمیت قائلیم. . . درک این ماجرا که ما انسان‌های زنده را تحویل بدهیم و اجساد را پس بگیریم برای من دشوار است. ما می‌توانستیم در این معامله جسورتر باشیم. ولی فشار روی دولت ما خیلی زیاد بود . . . من برای مردم لبنان بسیار متاسفم. حزب‌الله با این همه قدرت آن‌ها را محاصره کرده است. اما مسالۀ اصلی اینجاست که تروریست‌ها دیگر در در اسرائیل نیستند و اکنون مردم اسرائیل می‌دانند که سربازان‌شان کجا هستند.»

این‌ها جملات دانا مترگر، 71 ساله، ساکن منطقۀ بر شِوای، فلسطین اشغالی است. جملاتی که ناراحتی و ضعف از سرتاپای آن می‌بارد. او معاوضۀ اسرا و شهدای لبنانی را در مقابل اجساد سربازان اسرائیلی یک عمل انسان‌دوستانه می‌داند و در عین حال آن را نشان این می‌داند که رژیم صهیونیستی برای سربازان خود ارزش زیادی قائل است. شاید او نمی‌داند که همین دو سرباز اسرائیلی که اجسادشان با اسرا و شهدای لبنانی مبادله شد، همان‌هایی بودند که رژیم اشغالگر قدس به بهانۀ آنها جنگی 33 روزه را مقابل حزب الله تدارک دید و در نهایت شکست خورد که همین مبادله از نتایج پیروزی حزب الله در آن جنگ است . . . 


ادامه مطلب

 لينك مطلب | دوشنبه سی و یکم تیر 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


غم در اسرائیل، شادی در لبنان

 

جسد دو سرباز اسرائیلی- تبادل اسرا مسان حزب الله و رژیم صهیونیستی

اِلی ایشمیرینی در هوای داغ و مملو از رطوبت در حالی‌که به یک گارد ریل تکیه داده بود، نظاره‌گر جیپ‌ها و آمبولانس‌های ارتش اسرائیل بود که به سوی شمال، به نزدیکی مرز لبنان می‌رفتند. دو سال پیش، آن تپه‌های مشرف بر دریای مدیترانه در تب و تاب شدیدی بودند.

دود سیاه از آتش راکت حزب‌الله در اوایل جنگ 34 روزه با دستگیری ایهود گُلدواسر و الداد رژیو، دو تن از سربازان اسرائیلی به هوا بر‌خواسته بود. ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل سوگند یاد کرده بود به هر قیمتی که شده این دو نفر را به کشور بازگرداند.

پس از درگیری‌های فراوان که منجر به کشته شدن 160 اسرائیلی و بیش از 1000 شهروند غیرنظامی لبنانی شد، و پس از 2 سال مذاکرات منقطع با حزب‌الله به میانجی‌گری آلمان، بالاخره گُلدواسر و رژیو روز چهارشنبه به سرزمین‌های اشغالی بازگشتند.

گرچه همه تصور می‌کردند که این دو سرباز کشته شده‌اند اما حتی پس از این که حزب‌الله دو تابوت مشکی به صلیب سرخ تحویل داد، خانواده‌های‌شان امید داشتند که آنان زنده باشند. اما چند ساعت بعد مشخص شد که گُلدواسر و رژیو در حمله‌ای توسط ارتش اسرائیل در 12 ژوئیۀ 2006 یا کمی پس از آن کشته شده بودند . . .


ادامه مطلب

 لينك مطلب | یکشنبه سی ام تیر 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


گفتمان موشکی

این قضیه با روی کار آمدن برنامۀ صلح‌آمیز هسته‌ای ایران به شدت خود را نشان داد. البته این ماجرا نقطۀ عطفی در چنین گفتمان‌هایی به شمار می‌رفت چرا که غرب نمی‌توانست یک ایران قدرتمند را تحمل کند. اگرچه قدرتمند بودن به خودی خود خیلی مشکلی از کشوری حل نمی‌کند چنان که از هند و پاکستان و کرۀ شمالی حل نکرد، اما آنان به خوبی می‌دانستند که ایران هسته‌ای با ایران پیش از آن تفاوت عمده خواهد داشت و دیگر قادر به زورگویی همچون گذشته نخواهند بود. اما اکنون که ایران تبدیل به یک قدرت هسته‌ای در جهان شده و ماجرای بگیر و ببندهای شورای امنیت و اتحادیۀ اروپا به علاوۀ خود آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نقاط پایانی خود نزدیک می‌شود و از طرفی دولت افراطی نومحافظه‌کاران در امریکا که با گذشت بیش از هفت‌سال از حکمرانی خود بر کشورش و جهان زورپذیر جای سالمی بر این کرۀ خاکی برجای نگذاشته است، همه به سرکردگی امریکا مایلند از حماقت جرج بوش و نئوکان‌ها استفاده کنند و به قول نوآم چامسکی حتی به قدر ذره‌ای هم که شده اعمال زور خود را به ایران برای اولین بار در 29 سال گذشته، به طور مستقیم و با حملۀ نظامی بیازمایند.

درگیری‌های لفظی میان مقامات نظامی دو طرف اوج گرفت به طوری‌که دیگر صدایی برای دیپلماسی باقی نمانده بود و یا شاید گوش‌های شنوا برای آن محو شده بودند. اتحادیۀ اروپا هم در این بحبوحه مجدداً بسته‌های پیشنهادی تکراری خود را به همراه سولانا به تهران فرستاد تا شاید به تحقق این امر کمک کند و از شر ایران هسته‌ای خلاص شود، غافل از این‌که این ایران با ایران 29 سال پیش تفاوت عمده در بسیاری از چیزها دارد. گرچه آن زمان که ایران چیزی نداشت هم در مقابل حرف زور ایستادگی می‌کرد چه رسد به حالا که مجهز به انواع سلاح‌های بازدارندۀ نظامی است. . . .


ادامه مطلب

 لينك مطلب | شنبه بیست و دوم تیر 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


گفتمان حکومتی در باب گرانی

تا دیروز فکر می‌کردیم گرانی کار دشمن است. هم در قسمت گوجه، هم مسکن و هم همه‌چیز دیگر. اما با وجودی که ادعا می‌شد کار دشمن است، وزیر اقتصاد برکنار شد و وزیر بازرگانی هم در شُرف استیضاح توسط مجلس است.

... تا کی قرار است ندانم کاری‌ها و اشتباهات خودمان را به نام دشمن سند بزنیم و آن را در بوق و کرنا کنیم. من منکر وجود دشمن نیستم. اما مگر وقتی احمدی‌نژاد سر کار آمد، دشمنی وجود نداشت و تازه همۀ دشمن‌ها به وجود آمدند؟ حالا سوال اینجاست که پس دولت چکاره است؟ ایران را دولت ایران اداره می‌کند یا دشمن؟ چرا دشمن همه‌اش پیروز است؟ گرانی ایجاد می‌کند و دولت ما دست روی دست می‌گذارد، نیمی از مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد می‌کند و ... پس دولت این وسط چه کاره است؟ ...


ادامه مطلب

 لينك مطلب | چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


جراحی سیاسی در عراق

اصلاً چیز جدیدی نیست. هر روزه شاهد کشتار مردم عراق هستیم. شهرک صدر هم که دیگر گل سر سبد عراق شده.

امریکایی‌ها هرکجا را که بخواهند دیوار می‌کشند و یک اسمی برایش می‌گذارند، فارغ از اینکه منطقه خضراء با بقیۀ جاها تفاوتی ندارد. البته یک فرق کوچک دارد و آن هم در سِمَتِ کشته شده‌گان است. در همه‌جا مردم معمولی کشته می‌شوند و در منطقۀ خضراء نمایندۀ مجلس و وزیر و غیره.

امروز در شهرک صدر هلیکوپترهای امریکایی به بیمارستان مرکزی آن منطقه حمله کردند و تمامی آمبولانس‌ها به علاوۀ بخش‌هایی از بیمارستان را از بین بردند. این گزارش چندین بار در بخش‌های مختلف خبری روی آنتن رفت. در بخشی از آن گزارش مصاحبه‌ای با یکی از شاهدان عینی این ماجرا انجام شده بود که او در نهایت و پس از توضیحات لازم، یک سوال مطرح کرد. (نقل به مضمون)

_به چه دلیل امریکایی‌ها دست به کشتار مردم عراق و ویران کردن بیمارستان و انهدام آمبولانس‌ها می‌زنند؟ دلیلش چیست؟

ظاهراً این برادر عزیز سوادش کم است. یا تلوزیون نمی‌بیند یا روزنامه نمی‌خواند. اما خوب به نظرم الآن هر بچۀ کودکستانی هم جواب این سوال را به خوبی می‌داند.

جواب این سوال چیزی نیست جز «دموکراسی سازی» یا «Building Democracy».  

 لينك مطلب | یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مغضوبین و محبوبین

خیلی از اوقات می‌بینید از شما می‌پرسند که نظرتان در مورد فلانی چیست. شما هم کمی فکر می‌کنید و می‌گویید. یا اصلاً فکر نمی‌کنید و می‌گویید. اما گاهی هم فکر می‌کنید ولی چیزی نمی‌گویید. می‌دانید چرا؟ چون تکلیف آن طرف روشن نیست.

البته پاسخ گویی نسبت به این سوال تا وقتی که مربوط به امور خانوادگی و جمع دوستان و آشنایان باشد راحت است اما وقتی به شخصیت‌های کشور برسد، مبهم و غبار آلود می‌نماید. اکثر افراد ملاحظاتی دارند و سعی دارند تا ملاحظات‌شان را در پاسخ‌شان لحاظ کنند. ملاحظه خوب است، اما تا کجا؟ و چرا؟ این‌ها سوالات مهمی‌ست. من سر این ماجرا بارها با خودم برای نوشتن این مطلب کلنجار رفتم و کلی چالش ذهنی برای خودم ایجاد کردم ولی شاید هنوز هم پاسخ صحیح و قابل قبولی حتی برای خودم ندارم. اما شاید این مطلب حداقل شما را وادارد تا در این مورد کمی فکر کنید و شاید هم به نتیجه‌ای برسید.

. . .

در مورد جلال هم وضع خیلی بهتر نیست. برخی چنان از جلال تعریف می‌کنند که انگار او امامزاده بوده اما جلال خیلی فرقی با صادق هدایت نداشت. تنها جلال غربزدگی را نوشت و صادق هدایت بوف‌کور را. همین! من خودم از بطریِ پر از مشروب جلال عکس گرفتم که از سال 1348 همچنان در خانه‌اش باقی مانده، من خودم روی فرشی راه رفتم که از آثار سوختگی حاصل از خاک سیگار او در حال مستی سوراخ شده، و من با همین گوش‌های خودم از مستندات معاشقات او در آلمان شنیدم. اما جلال محبوب است و صادق هدایت مغضوب. چرا؟


ادامه مطلب

 لينك مطلب | پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


دولت‌مرد زبان‌دان

                                                   حداد عادل

حتماً در جریان نامه‌نگاری احمدی‌نژاد و حداد عادل هستید. قصد تکرار ندارم. صرفاً خواستم بیان کنم که متن دو نامه را با هم مقایسه کنید و فارغ از درستی و غلطی ادعای هر یک، به وجوه شخصیتی این دو نفر پی‌ ببرید.

به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد نمی‌داند این‌جا ایالات متحده نیست. البته از کسی که مراتب مدیریتی را طی نکرده و به یکباره سر از ریاست دولت درآورده نباید انتظارات ویژه‌ای داشت اما شاید کمترین انتظار از شخص ایشان که یک دانشگاهی با سابقه هستند این است که در لحن خود دقت بیشتری کنند. ایشان البته به هیچ وجه با ویژگی‌ها و استراتژی‌های زبانی آشنا نیستند و این را به کرات در سخنرانی‌های بی‌سر و ته خود نشان داده‌اند.

باید در یک سال باقیمانده از زمان دولت نهم به ایشان توصیه کرد که جناب دکتر احمدی‌نژاد، اگر کاری هم نکردید اشکالی ندارد، لااقل کاری بکنید که وقتی رفتید، نگویند که فلانی حرف زدن هم بلد نبود.

در پایان نظر شما را به بند آخر نامۀ جناب حداد عادل جلب می‌کنم؛

«جناب آقاي رئيس‌جمهور

اينجانب تعبيرات به كار رفته در نامه شما را مناسب نمي‌دانم و از لحن آن نامه و تعريضات صريح يا تلويحي مندرج در آن گله‌مندم، اما هرگز قصد ندارم با چنان لحن و بياني به پاسخگويي اقدام كنم. اعتقاد اينجانب اين است كه بايد به دولت جناب‌عالي در خدمت به كشور و مردم كمك كنم و تلاش خواهم كرد در اين راه عمل به قانون را زمينه اصلي همكاري و دوستي قرار دهم و برادري و عقل و منطق و اخلاق و صبوري و متانت را پيشه كنم و اين همه را به سود و صلاح خود و نظام كشور و ملت مي‌دانم.

اميدوارم اين توضيح براي خاتمه بخشيدن به گفت‌وگو در اين باب كافي باشد و جناب عالي در نيل به اهداف مقدسي كه داريد موفق گرديد.»

 لينك مطلب | چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


کلمات قصار از جناب طائب

 
تائب

جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج گفت:

بسیجیان به تحول و نوآوری در ماموریت ها توجه کنند.

بسيجيان بايد در فعاليت هاي خود در بخش هاي مختلف به تحول و نوآوري به عنوان يكي از ضروريات بسيار مهم توجه خاصي داشته باشند. (لینک خبر در خبرگزاری فارس)

لطفاً نظر خود را درباره‌ء این جملهء قصار برایم بنویسید. می‌خواهم ببینم شما هم مثل من فکر می‌کنید یا نه!

 لينك مطلب | شنبه سی و یکم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


شب بخیر برادر!

خبرهای خوش پشت سر هم می‌رسند و فکر نمی‌کنند که ما آمادگی قلبی نداری.

در ادامه‌ی دو مطلب گذشته، خبری هم امروز از خبرگزاری فارس منتشر شد که نور علی نور بود.

 درحالیکه‌ بقایای انگلیسی‌های دستگیر شده که به دست محمود احمدی‌نژاد آزاد شدند در حال پوسیدن است و خانواده‌های آنان از قِبَل فروش خاطرات دستگیر‌شدگان به زندگی‌های میلیاردی رسیدند و غول رسانه‌ای غرب با ده‌ها طوفانی که ایجاد کرد ایران را بارها به گوشه‌ی رینگ برد، تازه دوزاری آقایان افتاده که باید اصل ماجرا را منتشر کرد. باید گفت: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

این هم لید خبر در خبرگزاری فارس: فرمانده‌ پايگاه‌ دريايي‌ اروند پس از گذشت يك سال از آزادي متجاوزان انگليسي، به تشريح نحوه دستگيري 15 نظامي انگليسي و اتفاقات حواشي اين واقعه پرداخت.

مطالب من در فروردین 86 در مورد دستگیری متجاوزین انگلیسی را هم بد نیست مرور کنید:

بمب خبری سال 86

آفرین بر دستگاه دیپلماسی ایران!

تبعات بمب

متجاوز مهمان نیست 2

در ادامه شما را به دیدن چند عکس دعوت می‌کنم:

 

از چپ به راست ماجرای ملوانان متجاوز انگلیسی را مرور کنید.

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |